الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
70
الخصال ( فارسى )
سياست كنارهگيرى على بود كه پشت حكومت ابو بكر را لرزانيد و ستم كارى آنان را بجهان اعلام كرد . على عليه السلام در موارد چندى كه مقتضى ميدانست با حكومت وقت مخالفت كرد و در مخالفت خود پافشارى نمود تا نقشههاى شوم آن را خنثى كرد ، يكى از شاهكارهاى مخالفت او در باره نقشه نابود كردن نژاد ايرانيان بود كه عمر طرح كرد . چون حكومت ساسانى ايران باستان ساقط شد و عرب بر همه شهرستانهاى آن حكم فرما گرديد ، عمر نقشه شومى طرح كرد كه نژاد آنها را نابود كند . دستورى صادر كرد كه همه افراد ذكور را با وجب بسنجند و هر كس از پنج وجب بلندتر است او را بكشند نتيجه اين ميشد كه همه مردان فرزند آور ايران نابود شوند و جز خواجهسرايان و كودكان خردسال از آنها نماند خواجهها كه فرزند نمىآوردند و كودكان هم در فشار تربيت عربى مستهلك ميشدند و نژاد چند هزار ساله ايران نابود ميشد ، اينجا يكى از مواردى است كه على عليه السلام سخت پايدارى كرد تا اين نقشه شوم را لغو كرد زيرا ميدانست بايد دانش و حقيقت اسلام در آينده بنيروى هوش و لياقت ايرانيان آشكار شود . على عليه السلام از نقشههاى چند خود نتيجه فعلى نگرفت و نتوانست حكومت خلفا را منهدم سازد ولى بطلان آن را براى بشر آينده مدلل ساخت و آيا اين كارها در انقلاب سخت و عمومى دوره عثمان تأثير داشته يا نه و تا چه حد تأثير داشته سؤالاتى است كه پاسخ درست آنها به اين آسانى نيست ؟ ! ! ! دانشگاه بزرگ على « ع » على عليه السلام محيط اسلامى را بسيار وسيعتر از ديگران ميدانست و قوانين اسلام را عمومىتر از ديگران ميفهميد و آينده اسلام را روشنتر از ديگران مطالعه مىكرد ، آنها مسلمانان را همان عربها حساب كردند و مايه زندگانى را همان قدرت جهاد و غنيمت اموال مردم ميپنداشتند و بآينده دنباله دار و پر شور نهضت اسلامى توجهى نداشتند و هيچ وقت حساب نمىكردند اگر همه بشر مسلمان شد ، اگر نيروى جهاد متوقف گرديد ، اگر دانشمندان بزرگ و فلاسفه با تعليمات اسلام روبرو شدند وضعيت اسلام چگونه خواهد شد و چگونه بايد باشد ، اين اختلاف پردامنه ميان فكر على عليه السلام و فكر ديگران على عليه السلام را از مردم و مردم را از على دور كرد ولى آن حضرت از پاى ننشست و افكار بلند و پردامنه خود را تنها و يا با چند نفر از مردان بزرگ خاندان خود و